تبلیغات
یادداشت های من - بزرگی خدا...

یادداشت های من

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر یمتی زندگی کنیم...

بندۀ من! نماز شب بخوان و آن، یازده ركعت است.
خدایا ! خسته‌ام، نمی‌توانم نیمه شب یازده ركعت بخوانم.
بندۀ من! دو ركعت نماز شفع و یك ركعت نماز وتر را بخوان.
خدایا! خسته‌ام، برایم مشكل است نیمه شب بیدار شوم.
بندۀ من! قبل از خواب این سه ركعت را بخوان.
خدایا! سه ركعت زیاد است.
بندۀ من! فقط یك ركعت نماز وتر را بخوان.
خدایا! امروز خیلی خسته شده‌ام. آیا راه دیگری وجود ندارد؟
بندۀ من! قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان كن و بگو یا الله.
خدایا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم می‌پرد.
بندۀ من! همان‌جا كه دراز كشیده‌ای، تیمم كن و بگو یا الله.
خدایا! هوا سرد است و نمی‌توانم دستانم را از زیر پتو بیرون بیاورم.
بندۀ من! در دلت بگو یا الله، ما برایت نماز شب حساب می‌كنیم.
بنده اعتنایی نمی‌كند و می‌خوابد...
ملائكه من! ببینید من این‌قدر ساده گرفتم، اما بنده من خوابیده است. چیزی به اذان نمانده، او را بیدار كنید. دلم برایش تنگ شده، امشب با من حرف نزده است.
خداوندا! دو مرتبه او را بیدار كردیم، اما باز هم خوابید.
ملائكه من! در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست.
پروردگارا! باز هم بیدار نمی‌شود.
اذان صبح را می‌گویند، هنگام طلوع آفتاب است، ای بنده بیدار شو، نماز صبحت قضا می‌شود، خورشید از مشرق سر برمی‌آورد. خداوند رویش را بر می‌گرداند...
ملائكه من! آیا حق ندارم كه با این بنده قهر كنم؟

!http://gusheneshin.mihanblog.com/


نوشته شده در جمعه 17 اردیبهشت 1389 ساعت 03:43 ب.ظ توسط امین نظرات | |