تبلیغات
یادداشت های من - رویارویی باخودت!

یادداشت های من

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر یمتی زندگی کنیم...

و نوشتن یعنی رویارویی تو با خودت!........جاری شدنت ...........وزیدنت.........رها شدنت..........و قلم این هدیه بی مانند راه میا ن بری برای لحظه ای رسیدن به خودت از میان این همه راه پیچ در پیچ!

همه ما انقدر به همه چیز عادت کرده ایم که همه چیز را از یاد برده ایم!

و معجزه نوش دارویی که آدمی قرنهاست برای باور به اینکه  در این گیتی دور افتاده تنها نیست به دنبال آن می گردد!......انقدر به دنبال آن بر راه های دور چشم می اندازد که چشمانش ناراحتی دوربینی پیدا می کند و نمی بیند واقعیتهایی را که نزدیک اوست............کنار اوست............در خود اوست.......اصلا خود خود اوست!

بیایید با هم یک تصور کنیم!

درون یک اطاق ایستاده اید و یک توپ تنیس در دستتان!

توپ را با تمام قدرت به سمت دیوار روبه رو پرت می کنید...........توپ بر می گردد سمتتان.....آن را می گیرید دستتان را عقب می برید و با تمام قدرت دوباره سمت همان دیوار پرت می کنید!

و این کار را مدام تکرار می کنید.......................

فکر می کنید در هر دقیقه چند بار می توانید این کار را پشت سر هم انجام دهید؟

کلا بدون استراحت چند دقیقه می توانید این کار را انجام دهید؟

۱۰ دقیقه؟..............۲۰ دقیقه؟........................۱ ساعت؟

خود من که  فکر نکنم بیشتر از ده دقیقه بتوانم این کار را انجام دهم!

حالا شما اگه خیلی ورزشکار باشید..............۱ ساعت؟.............۲ ساعت؟................۱۰ ساعت؟

اگر بشنوید یک نفر این کار را یک روز کامل انجام داد تعجب می کنید!................اگر یک ماه کامل انجام داد باور نمی کنید و اگر یک سال کامل بدون استراحت شب و روز بی وقفه این کار را انجام داد بی شک او را یک موجود فرا زمینی می پندارید!.......شاید آرزویتان شود بروید پیدایش کنید فقط با افتخار نگاهش کنید!

ولی من و همه شما کسی را می شناسیم که در یک دقیقه هفتاد و دوبار بدون استراحت این کار را انجام می دهد!

هفتاد و دوبار در یک دقیقه توپ که برگشت سمتش می گیردو با تمام قدرت دوباره پرتش می کند و باز دوباره ...........

چه انگیزه ای باعث این توانایی می شه!

شاید تعجب کنید فقط میانگین ۳۰۰ گرم هم وزن داشته باشه!

معجزه از این بیشتر!

که قلب هر انسان جریان خونی را که با سرعت سمتش می یاد دوباره با سرعت پرتاب می کنه و بدون استراحت در یک دقیقه هفتاد و دوبار این کار را انجام می ده و انشالله که  ۱۲۰ ساله شید که در سن ۶۶ سالگی تقریبا دو و نیم بیلیون بار این کار  را براتون انجام داده!

و براش فرقی نداره شاه باشی یا گدا....................اهل آسیا باشی یا آفریقا............اون این همه زحمت می کشه تا تو باشی!

تا تو باشی!

تا تو باشی!

ببینی..................بو کنی.................گوش کنی............عاشق شی............

تا تو باشی................تا بفهمی که هستی..................که چه قدر مهمی ............که وجودت چه قدر برای خالقت با ارزشه!

وای................آفرینها بر تو ای خدا....................

این همه موجود روی زمین ....این همه صدای قلب.................این همه جریان زندگی.............

فقط برای یک بار که شده دستت را بگذار روی قلبت.............صدایش را لمس کن..............بهش خسته نباشید بگو.......................ازش تشکر کن!

دستت را روی قلبت بگذار............صدایش را می شنوی............چه قدر خدا نزدیک است!

از شرایطی که داری گله نکن......یک آن به همینی که هستی فکر کن.......

....چه قدر دوست داشتنی................!

تو انتخاب شدی برای بودن!...............تو انتخاب شدی برای دیدن...........................

در تو زندگی جاریست!................و خورشید صبح به صبح به عشق این زندگیست که هنوز می سوزذ!

به شوق توست که آب هنوز زندگی بخش است!

به حرمت قلب توست که اینجا پر است از اکسیزن!

به حرمت توست که فرشته ها روزی به تو سجده زدند!

تو ساز خدایی!............................کوک باش!...............کوک که شوی ملائک روز و شب دورت می گردند!......................

کوک که شوی بهشت برای دیدن تو نذر می کند!

کوک که شوی شیطان نفسش صدایش در نمی آید!

کوک که باشی زمین زیر پای تو می گردد!

کوک که باشی دستانت  را که دراز کنی قدت می رسد به آسمان!

کوک که باشی می فهمی برای چه آمده ای!

به عظمت کهکشان می چرخی .....می شوی مولانا...........که دیگر زمین می دود تا با چرخش او خودش را یکی کند!

تو انتخاب شدی..................قرنها پیش اگر بر اثر جنگها و بیماریها یکی از اجداد تو از بین می رفت دیگر الان تو نبودی....................پس قرنهاست خداوند حافظ آمدن توست!

ای بزرگ ترین معجزه .................دستانت را روی قلبت بگذار................صدای خدا را می شنوی!

بار الهی!

تو را شکر که در منی!

تو را شکر که همیشه با منی!

تو همیشه بوده ای......................من هیچ گاه نبوده ام

کمک کن من هم باشم!

ای بزرگ ترین شاهکار خالقت!.................

تو ساز خدایی!..................فقط خودت مسئول کوک شدن این سازی!...........نگذار سیاهی های نفست صدای زیبای درونت را بم کند.....گنگ گند....................نگذار با بد دیدن همه چیز این فرصت بزرگ را از خودت بگیری!................خداوند در تو چیزی دیده که تو را سهام دار آفرینش کرده!

تو برای او خیلی زیبایی!

                      پس برای خودت هم باش!

                                                              فرصت تو محدود است به دورها نگاه نکن....خودت را پیدا کنی دور دست ها مال توست!

تو چه قدر زیبایی خالق من!

که با دیدن تو بود که قلب من از شوق آنچه دید حیات گرفت................عاشق شد...........تپید!

بابک فروزان


نوشته شده در جمعه 24 اردیبهشت 1389 ساعت 09:47 ق.ظ توسط امید نظرات | |