تبلیغات
یادداشت های من - نامه ای از خدا...

یادداشت های من

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر یمتی زندگی کنیم...

امروز صبح که از خواب بیدار شدی،نگاهت می کردم وو امیدوار بودم که بامن حرف بزنی،حتی برای چند کلمه،نظرم را بپرسی یابرای اتفاق خوبی که دیروز در زندگیت افتاد از من تشکر کنی!اما متوجه شدم که خیلای مشغولی،مشغول انتخاب لباسی که میخواستی بپوشی.وقتی داشتی این طرف و ان طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر میکردم  چند دقیقه ای وقت داری که بایستی وبه من بگویی:سلام! اما تو خیلی مشغول بودی.یک بار مجبور شدی منتظر مترو بشینی،بعد دیدمت که از جا پریدی خیال کردم که یاد من افتادی و می خواهی بامن صحبت کنی،اما موبایلتو در آوردیو به دوستت تلفن کردی تا از اخرین شایعات با خبر بشی!تمام روز با صبوری منتظربودم.با اون همه کارهی مختلف گمان میکنم که اصلا وقت نداشتی بامن حرف بزنی.متوجه شدم قبل از ناهار هی دورو برت را نگاه میکنی،شاید چون خجالت میکشیدی که با من حرف بزنی،سرت را سوی من خ نکردی.تو به خانه رفتی وبه نظر میرسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری!بعد از انجام دادن چند کار،تلویزیون را روشن کردی نمیدانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در ان چیزهای زیادی نشان میدهندو تو هرروز مدت زیادی از وقتت را جلوی ان میگذرانی،در حالی که درباره ی هیچ چیز فکر نمیکنی وفقط از برنامه هایش لذت میبری!                                               بازهم صبورانه انتظارت را کشیدم وتو درحالی که تلویزیون را نگاه میکردی وشام خوردی،بازهم بامن صحبت نکردی،به خودم گفتم حتما موقع خواب یه کمی بامن صحبت می کنی.موقع خواب...،فکر میکنم خیلی خسته بودی بعداز ان که به عضای خانواده ات شب بخیر کفتی،به رخت خواب رفتی وفورا به خواب رفتی،اشکالی ندارد.احتمالا متوجه نشدی که من همیشه در کنارت وبرای کمک به تو اماده ام، من صبورم بیش از آنچه تو فکرش را میکنی.حتی دلم میخواهت یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی،من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر یک سر تکان دادن،دعا،فکر یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد.خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.خوب،من بازهم منتظرت هستم،سراسر پر از عشق تو...به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.آیا وقت داری که این را برای کس دیگری هم بفرستی؟؟                                                                دوستت دارم!روز خوبی داشته باشی...!
نوشته شده در شنبه 25 اردیبهشت 1389 ساعت 04:31 ب.ظ توسط امین نظرات | |