تبلیغات
یادداشت های من - انتظار...

یادداشت های من

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر یمتی زندگی کنیم...

تاکی باید سرود شعر غم از عمق جان

تاکی باید نوشت حرفهای ناتمام

شب که رسد خون دل

گریه ونجوای دل

صبح فرار از همه،خسته ازین اب وگِل

صاقت من پس کجاست؟این همه ناله چراست؟!

عمر به سر میشود

تکیه گهت ان خداست...

خیز زجایت کنون،

عزم سفر باعشق کن

تاکه شوی زنده تو ،از نفس گرم عشق

از همه ی صخره ها،بگذرو غمگین مشو

این سفرعشق است،راه پر از اشک وخون

گرچه به غم مبتلا،گرچه ز رویش جدا

هست ولی عشق او در دل ودر جان ما

بهر وصالش کنم سینه خود چاک،چاک

با دلی از کینه پاک

سر به رهش روی خاک

منتظر امدن

امدنش باشتاب

منتظر دیدنش تابه سحر،چشم به راه

تاکه اگر بخت بود

بر رخ ماهش نظر،سازم و گردم هلاک

شعراز:امین


نوشته شده در سه شنبه 4 خرداد 1389 ساعت 10:11 ق.ظ توسط امین نظرات | |