تبلیغات
یادداشت های من - ........

یادداشت های من

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر یمتی زندگی کنیم...

باسلام و دوصد درود....خوب میخوام همونطور که دوستمون گفتن یه

بحث علمی بکنیم البته اگه بشه.والا موضوعی که مد

نظرم نیست ولی سعی میکنم پیدا کنم....(توفکر)اهان فهمیدم به

نظر من طبق قانون اختر شناسی اگه ستاره ای رو ندیدیم

خوب حتما وجود نداره دیگه!!!!ولی جدا سخته اخه موضوعی

نداریم!!!!!!!!کاش موضوعشم میگفتی اقای..... ولش کن

میریم دنبال کار خودمون.اخ اخ امروز رفتم که ازمون بدم بگید چی

شد؟؟؟نه بابا اون نه!!!چندتا از دوستای دوره

راهنمایی رو دیدم کلی خوشحال شدم ولی طولی نکشید این

خوشحالی بگید چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟چون اونا گفتن یکی از

دوستانمون که واقعا بچه باحالی بود اسمش حسین دلشاد بود از

کوه پرت شده پایین و........(خدا بیامرزدش یه فاتحه ام

براش بخونیم)واقعا اشکم درومد چون زیا باهاش خاطره داشتم چون

ما تو خوابگاه بودیم عضو گروه تئاترم بودیم انقد تو

سرو کله هم میزدیم که نگو ولی حالا اون کجاست؟؟؟؟!!طفلک

امسالم دانشگاه قبول شده بود اونم رشته مهندسی واقعا

دیگه.......................................................من که نفهمیدم دیگه تا

اخر ازمون چجوری گذشت الانم اومدم دیدم که

گند زدم چون واقعا فکرم کار نمیکرد.نمیدونم چی باید بگم ولی واقعا

چرا ما ادما اینجورییم میدونیم هر لحظه ممکنه

بمیریم ولی بازم کار خودمونو میکنیم میدونیم مردن دروغ نیست ولی

باورش نداریم.دنبال کارایی میریم که اگه بعدا

خودمون مرورش کنیم از خودمون خجالت میکشیم.حرفایی رو میزنیم

که اگه بعدش یه کم فکر کنیم میبینیم میتونستیم خیلی

چیزای بهتری بگیم ولی ولی ولی.......چه میشه کرد انسان عجیب

موجودیه.واقعا امشب دپرسم هر وقت فکرشم میکنم

اشکم درمیاد الان خونوادش چه میکشن یه لحظه خودمونو بذاریم

جای دوستم.بدون تارف اگه الان ما مرده بودیم چطوری

میرفتیم اون دنیا؟؟؟بادست پر یا.........به من نمیخواد بگید خودتون

واسه خودتون قضاوت کنید اگه دست پریم که خوشا

به حالیم ولی اگر نه چی؟؟؟!!!!دیگه راه برگشتی که نیست پس چه

باید کرد.......نمیدونم چرا ماباور نداریم که اگه بریم

دیگه برگشتی تو کار نیست من خودمو میگم اونوقت بازم غفلت گناه

و و و.......چی کار باید بکنیم تا آدم بشیم چی کار

باید بکنیم تادرست بشیم؟؟؟واقعا ادم چیزایی رو میبینه که اگه

بشینه گریه کنه جاداره !!صحنه هایی که شاید اگه واسه

خودمون پیش بیاد نتونیم خودمونو کنترل کنیم ولی در عین حال برای

دیگران انجامش میدیم!!!به خدا میشه هم باکلاس

بود هم در عین حال گناه نکرد.کلاس به زیاد دوست داشتن یا به

بیشتر تیکه بلد بودن یا به کم نیاوردن جلوی جنس مخالف

نیست!!!کلاس به شعور و ادبه هر کسه کلاس به بالا بودن فرهنگه

هر کسه من خودم از طرفدارای عشقم ولی به جا

درست نه هردمبیل!!!!باهرکی میرسیم دوست بشیم به هر نحوی

وقتی دیگه از هم زده شدیم...........اگه این کارو بکنیم

پس باید انتظار متقابل داشته باشیم دیگه ولی انگار مثل کبک

سرمون رو کردیم زیر برف و خودمونو گول میزنیم و

میگیم نه بابا کجا؟کی؟من؟بیخیال...!!!!!!!!!بیاید باخودمون رو راست

باشیم باور کنیم این چیزارو که اگه بعدا طوری شد

حسرت نخوریم که ای کاش........فلان کارو کرده بودم....ای کاش

فلان حرفو زده بودم....ای کاش....ای کاش....وهزاران

ای کاش دیگه...من که دیگه هنگ کردم اینجور وقتا یکم مرکزارو

میگیرم وبعد یه شعر میگم الانم باید همون کارو بکنم

امشب از هر شب دلم غمگین تر است

درددل هایم ز وزن کوههاسنگین تر است

امشب از این روزگار بی وفا من خسته ام

رویم ازاین کارهاازقبل هم ننگین تر است

قلبم از دوری یاران سخت بگرفته کنون

ناله های سرد من از اسمان رنگین تراست

زین همه بی مهر بودن ها عجب دارم عجب

گوبه من باور نداری جای ما زرین تر است؟؟

این همه کردار بد از چیست کزمامیزند

باورت ایا بود حوری زتو پایین تر است؟؟؟؟؟؟؟؟

این دوروز زندگی غفلت مکن ای جان من

این سخن هارا که امین گفت ز در سمین تر است


نوشته شده در جمعه 3 اردیبهشت 1389 ساعت 11:35 ب.ظ توسط امین نظرات | |