تبلیغات
یادداشت های من - هل جزاء الاحسان الا الاحسان؟؟؟؟؟

یادداشت های من

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر یمتی زندگی کنیم...

باسلام.امروز که میخوام ای نوشته ها رو بنویسم یه حالتیم نمیدونم

عصبانیم ناراحتم متنفرم!!!!خلاصه که قاطیم!!!نمیدونم

والا...تاحالا

پیش اومده کاری برای کسی بکنید که صلاحشو بخواید بعد طرف

بیاد عکس شما علیه شما حرف بزنه و از هیچ کاری دریغ نکنه!!!!

بحث همون ثواب کردنو کباب شدنه!!!من الان دیگه از کبابیم

گذشتم!!!رسیدم به مرز جزقاله شدن!!!!والا!به نظر شما ادم اینجور

وقتا باید چیکار کنه؟؟؟من که سر در نمیارم!باباما اومدیم کارخوبی

واست کردیم به خدا ای جواب ما نیست!!جالب اینه که خودشم خبر

داره چی به چیه ولی انکار میکنه و میگه که........یا الاه الا الله........!!!

گاهی اوقات ادم یه کارایی میکنه بعد میان پشت سرش یه حرفایی

میزنن هنوز ادم دلش نمیسوزه ولی خیلی زور داره وقتی ادم کاری

رو نکرده یا اصلا به ذهنشم خطور نمیکنه بعد بیان بگن فلانی این

کارو کرده اونم به خفن ترین نحو ممکن!!!من که دارم میترکم بعدم

که میگی کاملا تکذیب کنن وهزارجور قسم و ایه و چطور و

فلان.....من از اول یاد گرفتم اگر کسی بهم بدی کرد بهش بدی که

نکنم هیچ سعی کنم کمکش کنم ولی انگاربقیه دقیقا برعکس اینن

وبه خاطر خوشی های نه چندان جالب و بسیار زود گذر بیان با ابروی

دیگران بازی کنن اونم نه از نوع کوچیکش بلکه خیلی بد و فجیع!!!!!

نمیدونم شایدم من اشتباه کنم و برعکس بگم ولی تا اونجایی که

ذهن ناقص من میگه جواب خوبی بدی نیست حاجی! خیلی بده که

ادم بخواد به خاطر منافع خودش با ابروی دیگران بازی کنه واونم چه

منافعی که در واقع منفعت نیست وبه خدا کاملا ضرره!! این جور وقتا

ادم به این فکر میفته که دیگه واسه کسی کاری نکنه ولی بازم به

خاطر یه موضوع نمیشه خطی بر همه فرو کشید.........این شعر اینجا

مصداق داره که میگه:دوستی با هرکه کردم خصم مادرزاد

شد.........دیگه نمیدونم چی بگم البته نباید ای حرفارو میزدم ولی

دیگه واقعا هنگیدم!!!!!!!!که مجبور شدم بگم تایه کم اروم بشم....در

هر صورت امیدوارم به اشتباهش پی ببره وخودشو اصلاح کنه وگرنه

به ضرر همه تموم میشه.....وبعدا باید افسوس بخوریم که...........


نوشته شده در شنبه 4 اردیبهشت 1389 ساعت 05:31 ب.ظ توسط امین نظرات | |