تبلیغات
یادداشت های من - خدایا....

یادداشت های من

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر یمتی زندگی کنیم...

خدایا....احساس میکنم زود عادت میکنم و گاهی به اشتباه اسم ان

را دوست داشتن میگذارم!

خدایا می دانم تمام لحظه هایم باتوست،میدانم تنها تویی که مرا

فراموش نخواهی کردو می دانم که اگر بارها فراموشت کنم

وبرنجانمت باز میگویی:بر گرد...

خدایا...تو بگو چه کنم؟!تونشانم بده راهی که بهترین است

خدایا...من از تنهایی وبرگ ریزان پاییز،من از سردی سرمای

زمستان،من از تنهایی و دنیای بی تو می ترسم.

خداوندا...من از دوستان بی مقدار می ترسم،من از همراهان بی

احساس،من از نارفیقی های این دنیا می ترسم.

خدایا..من از احساس بیهوده بودن،من از چون حباب بودن،من از ماندن

وچون مرداب بودن می ترسم...

خداوندا...من از مرگ محت به دست اشنایان و دوستان دور یانزدیک

می ترسم.خداوندا من از ماندن،رفتن وحتی از خود نیز می ترسم....!

خدای خوبم،محبوب دلم،بهترینم،پناهم ده !


نوشته شده در شنبه 4 اردیبهشت 1389 ساعت 10:14 ب.ظ توسط امین نظرات | |