تبلیغات
یادداشت های من - یا مهدی!!!!!!

یادداشت های من

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر یمتی زندگی کنیم...

این مطلبو تو یه وبلاگ خوندم فک کردم که لازمه تو وبلاگمون باشه!البت با اجازه!!!!

زندگینامه ی حاج قدرت الله لطیفی نسب و ناگفته هایی از مسجدجمکران

به دردت میخوره!برو ادامه مطلب بخونش!ضرر نمیکنی!!!!!!

وظایف بزرگ حاج قدرت الله لطیفی نسب

اگر سال 1348 را نقطه عطفی در طول عمر با برکت مرحوم حاج آقای

 لطیفی به حساب آوریم،سخن به گزاف نگفته ایم.

نیمه شعبان همان سال،شبی که ایشان در مسجد مقدس جمکران

 (که به فرموده خودشان وضع و حال مناسبی نداشت)بیتوته کرده،

سرگرم توسل و مناجات بودند،که ناگهان وجود نازنین حضرت با دو نفر

 از اصحاب تشریف فرما به داخل مسجد شده پس از اظهار اخلاص

 و ارادت و دستبوسی به محضر ایشان،حضرت ایشان را

 مامورعمران و بازساری مسجد کردند.مسئولیتی که از آن

 زمان تا آخرین روزهای عمر دغدغه اصلی و برنامه اول زندگی

 ایشان را رقم می زد که با جدیتی مثال زدنی و عزمی پولادین

 سختی ها را پشت سر نهاده و در تمام این طریق همواره عنایات

 خاص خداوندی و الطاف بی شائبه صاحب مسجد حضرت بقیة الله

 عجل الله تعالی فرجه الشریف شامل حال ایشان بود.

مسجد جمکران پایگاه و پناهگاه مهدی جویان و منتظران این زمان

به لطف پروردگار با تلاش صادقانه او به جایگاهی رسیده که امروز

 صدها هزار نفر خاصه در شبهای چهارشنبه و جمعه به مسجد مشرف

شده و دل به مناجات و توسل می سپارند در حالی که به تاکید 

 آن مرحوم در آن سالهای غربت جمکران جمعیت زائرین به

 صد نفر هم نمی رسید. وجود ایشان همیشه منبع خیر و برکت بود

و مسیر حرکت او در زندگی خطی بود که به دست مبارک

امام عزیزش رسم شده و در همان مسیرهدایت می شد.

 حدود سال 1373 با درخواست حضرت آیة الله واحدی که ساکن

سوریه می باشند که از علما و وزنه های تشیع در دمشق می باشند،

 برای ساخت وساز و عمران و آبادانی قبر مطهر حضرت سکینه بنت

امیر مومنان علیه سلام درمحلّه ی داریا – دمشق – تشکیل هیئت امنایی

 داده می شود و حضرت پیامی توسط  یکی از نزدیکانشان،ایشان و هیئت

 امنا مخصوصا حضرت آیة الله واحدی را تشویق و ترغیب به این امر

می نمایند. و از همین دست است ساختن چندین مسجد در تهران

و دیگر شهرها و تعمیر بقعه چندین امامزاده و امکنه متبرکه ، از آن

جمله امامزاده اسحاق در مازندران و ... و تاسیس صندوق قرض الحسنه

 و تاسیس درمانگاه ها و در کنار همه این مهمات رسیدگی به اصلاح امور

مردم و تلاش در رفع گرفتاری ها و قضای حوائج نیازمندان که در راس

فعالیت های گسترده مرحوم حاج آقای لطیفی قرار داشت.

همچنین،در تمام این دوران مجالس بیشمار دعا و موعظه و دعوت

مردم به سوی امام عصر و ذکر مصائب اهل بیت علیهم السلام از

جانب ایشان برپا بود که با صوت داودی و لحن ملکوتی خود از جان

و دل در فراق مولایش ناله می کردند و گاه در پایان جلسه بیش از

نیم ساعت برای تعجیل در امر فرج حضرتش دعا می کردند تا بدین

 وسیله روح و جان مردم،فکر و اندیشه پیر و جوان و دلهای غفلت زده

 خلق سرگردان را متوجه ساحت مقدس امام حاضر و ناظر خود کند.

هدف حاج قدرت الله لطیفی نسب از زندگی

چه بسیار که از زبان ایشان شنیدیم «در این دنیا هیچ آرزویی ندارم و

نمی خواهم در پستی و دنائت و کثافت آن گرفتار باشم،الّا این که ای کاش

لحظه ی با شکوه ظهور حضرت را درک کنم و ندای جبرئیل امین را که به

نام بقیة الله الاعظم حجة ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه دعوت می کند

به گوش خود بشنوم».

پس از در گذشت ایشان بعضی دوستان مخلص و نزدیک نقل کردند که آن

بزرگوار خود قائل بود که مهلت عمر شریفش به ظهور پر خیر حضرت مهدی

 نخواهد رسید و به ایشان مژده ی رجعت در ایام دوره ی کریمه آن بزرگوار

 داده شده. آنگونه که از نقل برخی بزرگان به سمع رسیده در عالم رویا،

مولا علی علیه السلام به مرحوم حاج آقای لطیفی فرموده بودند که به

ظهور فرزندم مهدی چیزی نمانده و به اندازه ی فاصله سپیده ی کاذب تا

فجر صادق از آن باقی است؛اللهم انا نرغب الیک...

زمان وداع حاج قدرت الله لطیفی نسب

 و سرانجام آن دلباخته از مهر مهدوی و آن پرورش یافته

مکتب علوی در غروب روز شنبه 27 مرداد ماه مقارن شب میلاد

مولا علی ابن الحسین پس از یک هفته بیهوشی

 (آغاز آن غروب شنبه بیست و هفتم رجب المرجب سالروز مبعث

نبی مکرم اسلام صلوات الله علیه ) به دیدار معبود شتافت که

یک عمر در بندگی و اطاعت او سر بر خاک تعبد و پای در دامن

تهجد داشت. پیکر مطهرش پس از تشییع با شکوه بردست دوستان

 او و ارادتمندان آستان مولایش حجت ابن الحسن در جوار حرم کریمه

اهل بیت فاطمه معصومه سلام الله علیها  در شهر مقدس قم

به خاک سپرده شد.


«ان الذین آمنوا و عملو الصالحات طوبی لهم و حسن مئاب»

راه وصال حاج قدرت الله لطیفی نسب

راه وصال به آستان مقدس حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف

 در این زمان که عده ای خود را استاد می دانند و ادعای سیر و سلوک دارند

 و از راه هایی که جز حیرت و سر گردانی نتیجه ای ندارد و افراد مشتاقی را

که طالب حق و حقیقتند به گمراهی می کشانند و آنها را از مسیر بندگی

خدا منحرف می کنند و این ها هدفی جز به خود دعوت کردن ندارند و

جویندگان راه کمالات را به سوی خود می خوانند و با دستور العمل هایی

بی اساس که از منبع وحی نرسیده،آنها را به مشقت انداخته و از راه راست

باز می دارند بر آن شدم این عبد صالح خدا این شخصیت والا و ارزشمندی

که جامع تمام صفات انسانی و ملکوتی بودند و سیر الی الله را با ولایت

خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام و با محبت و عشق به به امام زمانش

حضرت مهدی ارواحنا له الفداه طی نمود معرفی نمایم . ا یشان معتقد بود که

فقط با محبت و دوستی و مودت پیامبر و اهل بیت او و استعانت از این زوات

نورانی و مقدس می توان بر نفس مسلط شد و او را تهذیب و تزکیه کرد و

لازمه ی این عمل توجه دائمی و قلبی به ولی زمان حضرت مهدی علیه السلام

 می باشد. اگر قلب انسان دائما متوجه و متوسل به حضرتش باشد همه ی

دستور العمل ها و راه کارهای طریق بندگی و سیر کمال انسانی به سینه ی

انسان اشراق می شود و مربی عالم وجود هدایت گر سیر ملکوتی شده و

ما را از انحرافات و کج روی ها باز می دارد.

بهترین روشی که برای هدایت افرادی که روح آنها دنبال کمال است معرفی

 این گونه افراد بر جسته و راه یافتگان فرزانه که به حقیقت این عالم آگاه شده

وبا سیر ملکوتیشان اشخاص طالب را راهبرند.


و السلام علی عباد الله الصالحلین

نصیحتی از حاج قدرت الله لطیفی نسب

بر خیز ای رفیق دلی غیر از این برای خویش انتخاب کن زیرا که

دل تو را جز هواهایش معبودی نیست،تمام عمر با اسلام در دادو ستد

بودی،در روایات آمده است که ابلیس به خدا عرض کرد خداوندا بندگان

تو را دوست می دارندولی معصیتت میکنند اما مرا دشمن میدارند ولی

اطاعتم می کنند جوابش آمد ما اطاعتشان از تو را با دشمنی به تو

بخشیدیم هر چند که با همه ی عشق مرا اطاعت نکنند

ایمانشان را پذیرفتیم.

دستورالعملهای حاج قدرت الله لطیفی نسب

فرزندان عزیزم خلاصه ی آن چه را که باید شما خوب بدانید و عمل نمائید

در این رساله ثبت می نمایم با دقت کامل مطالعه نمائید و عمل کنید

تا در دنیا و آخرت رستگار و سعادت مند شوید سعی کنید شب زود تر

بخوابید و صبح خیلی زود بیدار شوید و پس از ادای نماز صبح و تعقیبات

مقدار لا اقل یک حزب قرآن و زیارت آل یس را بخوانید که بسیار بسیار اهمیت

دارد و تا شب که به منزل بر میگردی افکار تو را از وساوس شیطانی و

انحرافات نفسانی و به طور کلی از گرفتاری های دنیایی حفظ مینماید.

به شما توصیه می کنم که هر روز دعای سلام الله الکامل التّام را بخوانید

 و بر آن مداومت کنید که برکات زیادی دارد.

 حد اقل روزی 1000 صلوات با و عجّل فرجهم و العن اعدائهم که از علایم

شیعیان است ذکر خود قرار داده که باعث ترقی روحی و معنوی شماست

و محبت و معرفت شما را نسبت به خدا و عزیزانش زیاد میکند. سعی کنید

دائما به یاد امام زمانتان باشید و برای ظهور آن حضرت دعا کنید و مطیع آن

بزرگوار باشید، هر کس الآن مطیع ایشان باشد در زمان ظهور هم جزء

پیروان و تابعین خواهد بود و اصولا از برای شیعه حضور و غیبت نباید فرق

داشته باشد. از نظر اعتقاد و اعمال و توجه آنگونه باید باشد که خودش را

 دائم الحضور ببیند.سعی کنید اذان را در سه نوبت با صدای بلند بگویید

که اذان چهره و شعار دین است و باعث نزول خیرات و برکات و رحمت

الهی میشود و شیاطین را دور میکند برای رفع گرفتاری ها و بیماری ها

از اذان غافل نشوید.

توسل روزانه به مولا ابا عبد الله الحسین علیه السلام و زیارت عاشورا

یا زیارت وارث را فراموش نکنید و نماز اول هر ماه و همچنین هر شب خواندن

 نماز لیلة الدفن و هدیه کردن آن به روح اموات مؤمنین و مؤمنات را انجام دهید

 و بدان که باعث ترقی و کمال روحی است.

چند توصیه از حاج قدرت الله لطیفی نسب ( رضوان الله تعالی علیه)

دوری از مردم شرور و احمق دریچه ی سعادت و نیک بختی است. بدان ای فرزندم

 که بهترین دوست تو پدر و مادر تو هستند. در عالم دوستی با وفا تر و

راست گوتر از پدر نخواهی یافت،افسوس که این کلام را وقتی خواهی فهمید

که فرصت را از دست داده ای. بزرگان که به جایی رسیده اند قبل از شروع در

هر کاری با پدر خود مشورت کرده و سپس اقدام نموده اند. جهّال بدون مشورت

پدر کاری را انجام می دهند و سپس به عواقب آن مبتلا می شوند.

سعادت و بد بختی بشر ارتباطی با ثروت دنیا ندارد

(بلکه به عقل و تفکر خوب و بالا تر از همه دوست عاقل متّقی است و آن هم

 پیدا نخواهد شد جز پدر و مادر زیرا بالا ترین هدیه های خداوند به انسان

پدر مادر است.خداوند اطاعت پدر و مادر را در ردیف اطاعت خود قرار داده است).

از معاشرت با کسانی که قادر به حفظ نفس و اسرار و امور زندگی خود نیست

کاملا دوری نما زیرا به هیچ عنوان تو را و اسرار تو را نگهدار نخواهد بود-هرگز

دوست تو نباید دوست دشمن تو باشد-البته بزرگترین دشمن تو شیطان است

و کسی که از شیطان تبعیت می کند با دشمن تو دوستی دارد و بالأخره تو را

و ایمانت را نابود خواهد کرد.در ضمن بدان و آگاه باش که در عالم دوست متّقی

و رفیق شفیق و ساده که برای خدا دوستی کند پیدا می شود و لیکن وجودش

کم یاب است و اگر به دستت رسید خود را فدای او نما و بسیار مراقب باش که

او را از دست ندهی.

بدان ای کسی که بر این خطوط نظر می نمایی،که مردن حق است و بالأخره

خواهی مرد پس حال که چنین است لازم است بر تو که خود را در مسیر مرگ

قرار دهی و قبل از آنکه جناب عزرائیل به سراغ تو آید خود را آماده کرده باشی.

 مثلا اگر بدانی که ساعتی بعد مأمورین سلطان خواهند آمد تا تو را برای ملاقات

 با سلطان ببرند چه طور مهیّا می شوی،خود را پاکیزه می کنی و لباس فاخر

 و معطر به تن می نمائی. پس ای غافل چرا خود را برای ملاقات با پروردگارت

 آماده نمی کنی چون هر لحظه ممکن است مأمور پروردگار برای انتقال تو به

 عالم دیگر سراغت آید، پس آماده شو و مجهّز باش و در مسیر رفتن قرار بگیر

و انس با عالم آخرت داشته باش و دل را به کلی از دنیا و شئون آن فارغ دار و

ارتباط خود را با خداوند منّان و اولیای او کامل گردان چون حکومت در عالم

 آخرت با اولیای خداوند است. اگر در اینجا با آنها آشنا نشوی و ارتباط نداشته

باشی و دارای محبت و ولایت آنان نباشی در آن عوالم زبون و پست

خواهی بود و تو را در صف بیگانگان که جایگاه آنها جهنم است خواهند برد پس

 ای خواننده و ای تو شنونده سعی کن خود را پاکیزه کنی و در صف

آشنایان قرار بگیری و در صف دوستان و شیعیان باشی.

دنیا زود گذر است ولی آخرت گذشتنی نیست و همیشگی خواهد بود

پس ای انسان عاقل و هوشیار زندگی ابدی را به چند روزی که برای معرفت

و بندگی و شناسایی خود و اولیای خود خلق شده ای مفروش ،و همیشه

از خداوند بخواه که عقل و ایمان و معرفت تو را کامل نماید.

لذا فرزندان عزیزم سعی کنید معاشرت و رفاقت خود را با مردان خدا و

شیعیان پاکیزه که از موالیان باشند و حقیقت ایمان و محبت در قلوب و خون

و تمام اعضای آنها داخل شده باشد دوستی کنید البته بدانید که این

کار آسانی نیست و رنج و مشقت زیاد دارد ، چون به دست آوردن

دوستان خداوند از مشکل ترین ریاضات است و اگر خداوند توفیق مرحمت فرمود

و موفق شدید هر گز از دست ندهید که فانی خواهید شد زیرا مصاحبت با مردان

 خدا هر قدر پست و عقب مانده باشید در اسر تمکین و اطاعت به مقام

 انسانیت و کمال می رسید.دلیلش سگ اصحاب کهف در اثر تمکین و فدا کاری

 به چه مقامی رسید و دیگر قصه ها فراوان است و بر عکس با مردم غافل از

حق ابداً معاشرت نکنید که غفلت از حق کفر است و نفس او در شما اثر

می گذارد همان طور که معاشرت با مردان خدا اثر دارد


   هر آن کو غافل از حق هر زمان است    

در آن دم کافر است اما نهان است

                اگر آن غافلی پیوسته بودی                 

در اسلام بر وی بسته بودی

       
و آخرین نکته ای که به عرض می رسانم این است که هیچ چیز انسان

را از خدا و اولیائش به اندازه ی غذای شبهه دار و غذایی که بدون یاد خدا

طبخ شده باشد دور نمی کند.  

* زندگینامه حاج قدرت الله لطیفی نسب *(مجدد مسجد جمکران به امر امام عصر (عج))

به دنبال آوای دل نشین منتظران که ندا می دهند :

 ((این بقیة الله)) در کوچه پس کوچه های ولایت قدم می زنیم در حالی که

 جانمان لبریز از هزار پرسش است. در این راستا به مسجدی بر می خوریم

که یکی از پایگاه های عظیم توجه به وجود نازنین امام زمان می باشد.

 مسجد مقدس جمکران در شهر قم بی گمان مرکز توجه خاص و عنایات

بی شمار حضرت است که در کلام بسیاری از بزرگان و اولیای خدا در عصر

حاضر به آن اشاره شده، مسجدی که تا نیم قرن پیش مسکوت و مهجور

مانده بود و به دستور امام زمان توسط مرحوم حاج آقای لطیفی با تشکیل

 هیأت امنا تجدید بنا شد. داستان تشرفی که طی آن دستور باز سازی

از جانب امام عصر به آن ولی خدا ابلاغ گردید شنیدنیست، هر چند که آن

مرحوم از اعلام ماجرا ابا میکردند اما برخی از موثقین و دوستان نزدیک

ایشان این واقعه را از زبان خود او به شرح ذیل نقل کرده اند:سال 1347

شمسی بود. شب نیمه ی شعبان با یکی از رفقا به مسجد مقدس جمکران

مشرف شدیم به امید آن که شب را تا صبح بیتوته کنیم. خادم مسجد

اعلام کرد که قصد بستن درب های مسجد را دارد بدین ترتیب جمعیت

پراکنده شد ما ماندیم و خادم مسجد. او پرسید شما قصد رفتن ندارید؟

من گفتم اگر خدا بخواهد امشب را اینجا میمانیم و اصرار کردیم و او

قبول کرد و گفت این اطراف نا امن است باید درب را ببندم و قفل کنم و

ما قبول کردیم.هوا سرد بود و فضای مسجد خالی. هیچ وسیله ی گرمایی

وجود نداشت. من یک عبای زمستانی داشتم و به خود پیچیده بودم و

به دعا و نماز مشغول بودم. پاسی از شب که گذشت دوست همراه

من خسته شد و سرما او را آزار می داد و دیگر طاقت نیاورد،

گفت: میروم استراحت کنم. گفتم کجا؟ گفت در داخل همین اتاق خادم،

آنجا گرم تر است.او رفت و من تنها ماندم به قصد آنکه تا صبح مناجات

 و توسل داشته باشم. سرما را در خود احساس نمی کردم و غرق در

 توجه به ساحت مقدس امام بودم. سه ساعت از نیمه شب گذشته

بود که صدایی از داخل ایوان مسجد توجه مرا به خود جلب کرد.

برگشتم و وجود نازنین امام زمان را دیدم که در معیت ایشان دو سید

 بزرگوار در ایوان ایستاده و عزم دخول به مسجد را دارند.ایستاده بودم

که داخل شدند و من سلام کردم.در ساختمان قدیمی مسجد سه محراب

 در کنار هم بود. حضرت در محراب میانی و آن دو بزرگوار در محراب های

کناری مشغول به عبادت شدند و من پشت سر آن بزرگوار مشغول

عبادت بودم.فضای مسجد تغییر کرده بود و بوی عطر فضا را پر کرده بود.

 احساس کردم که هوا اصلا سرد نیست. ساعتی گذشت و حضرت با

اصحاب مشغول نماز بودند. پس از اتمام نماز و عبادت نا گاه به سوی

من آمدند و با تبسم دست خود را روی شانه ی من گذاشتند و فرمودند:

حال شما خوب است؟ عرض کردم الحمد لله. فرمودند: إن شاء الله موفق

 باشید، زود اقدام کنید تا مسجد از این صورت خرابی در آید. شبستانی

بساز و آبرو مندش کن.همان لحظه در قلبم گذشت که آیا این کار از من

ساخته است؟ زیرا که نه سرمایه ای دارم و نه قدرتی. در همان حال

حضرت از نیت من با خبر شدند و فرمودند: شما اقدام کن عنایات ما شامل

 حال شما هست، خود ما کمک میکنیم. باز در خاطرم گذشت که از چه

 راهی وارد شویم و چه گونه اقدام کنیم؟ فرمودند: برو نزد آقای احمدی

(که آن وقت رییس اوقاف بود) و از این طریق راه باز می شود و عنایت

ما هست. سپس کارت سبزی که در یک سوی آن اسماء الله بود و در طرف

 دیگر نقشه ای کشیده شده بود که مسجد مقام مطابق آن ساخته شده

 است به من دادند و فرمودند: این کارت را بعد از شما خواهیم گرفت.

سپس از مسجد بیرون رفتند و از نظر غایب شدند.بدین ترتیب حرکت ما برای

این باز سازی آغاز گشت و در هفدهم ربیع الأول سنه ی 1348 کلنگ احداث

بنای جدید با تشکیل هیأت امنای 5 نفره زده شد.

بدین ترتیب با دست خالی و کمک و عنایت مولا صاحب الزمان تلاش شبانه

روزی مرحوم حاج آقای لطیفی برای انجام این وظیفه ی الهی آغاز شد؛

تلاشی که قریب به چهل سال از عمر پر بار آن مرحوم در آن مستغرق بود.

 در گرمای طاقت فرسای تابستان و در میان برف بوران زمستان خلاصه

در هر شرایط گاه با مشقاتی که انسان از تحمل آن عاجز است تنها به

عشق خدمت به مولای خود و انجام وظیفه ای که به دست مبارک حضرت

 مهدی بر دوششان نهاده شده بود به این مهم اقدام کردند.ایستادگی و صبر

ایشان در کنار عنایات ناحیه ی مقدسه ی امام غایب تنها پشتوانه ی ایشان

 در نیل به این مقصود بود و امروز آنچه از برکات امام عصر و الطاف ایزدی در

مسجد مشهود است و استقبال کم نظیر مشتاقان به امام زمان، حاصل آن

 همه مرارت و سختی است که فقط و فقط از دست عاشقی بر می آید

که گردن در طوق اطاعت معشوق خویش نهاده است.حال که در آستانه ی

دومین سالگرد ارتحال این عاشق دلباخته ی امام زمان ارواحنا فداه هستیم

 که در سرا سر زندگی اش هیچ به جز وصال امامش  در نظر نداشت و آتشی

 در دل از مهر او داشت که شایستگی انجام چنین مأموریت بزرگی را پیدا کرد

و از همه چیز حتی فرش زیر پایش گذشت تا این مسجد امروز مرکزی شود

برای عاشقان و دلباختگان امام عصر.

یا مهدی:

چــه روزها که یک به یک غروب شد، نیآمدی
چه اشکها که در گلو، رسوب شد نیآمدی

خلیل آتـشین سخن، تــبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیآمدی

برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم، نه
برای عده ای، ولی چه خوب شد نیآمدی!

تــمــام طـول هـفته را در انـتـظــار جمعه ایم
دوبـاره صبح ، ظهر ، نه ، غروب شد نیآمدی

موفق و پیروز باشید.
یا علی...

التماس دعا


نوشته شده در دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 ساعت 09:12 ب.ظ توسط امید نظرات | |