تبلیغات
یادداشت های من - دست بالا ببریم...

یادداشت های من

ما آمده ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر یمتی زندگی کنیم...

کاش میشد که به دامان خدا دستی زد

و به دنبال خدا راهی شد

تاکه معلوم شود او چگونه هر جاست

در درون دریا صدف و ماهی ها

همه از ذکر خدا میگویند

به میان صحرا

در سکوت ان درختان عجیب

باد با نرمش خود

ان درختان را به خدا میخواند

از میان جنگل با صدایی زیبا

همه ی جوی ها به ملاقات خدا می ایند

بلبل و قمری ها با صدایی زیبا

زبرای گل و گلشن دعا میخوانند

کاش من نیز میان ان همه زیبایی بودم

هم صدا با انها

با خدا می ماندم

 ما همه انسانها

زچه از اودوریم و زاو مدهوشیم

 پس بیایید همه دست به بالا ببریم

که خدایا بخشای این همه غفلت را....


نوشته شده در شنبه 11 اردیبهشت 1389 ساعت 12:14 ق.ظ توسط امین نظرات | |